رندی پاش میگه:
دیوارهای بلند را نساخته اند تا مانع رسیدن ما به رویاهایمان شوند. دیوارها را ساخته اند تا با سخت کوشی و عبور از آنها، به خود و دیگران نشان دهیم که رویاهایمان چقدر برایمان مهم هستند. دیوارها مانع ما نیستند. دیوارها وجود دارند تا مانع کسانی شوند که به اندازه ی ما، رویاهایشان را دیوانه وار دنبال نمیکنند…
داشتم فکر میکردم دیوار بلندی که من باید ازش عبور کنم چطور؟
همین ویژگی ها رو داره؟ نشانه جدی بودن در مسیر رویاهاست؟
دیواری که دو سال پیش اینجا نبود یا حداقل خیلی کوتاه تر بود
و خیلی ها مثل آب خوردن رفتند اونور دیوار
دیگه این دیوار مثل یک مانع نیست، نقطه تمایز من و فردی که رویاش رو دیوانه وار دنبال نمیکنه نیست
بلکه برعکس، اون رو راحت عبور داده و من رو ماه ها پشت خودش نگه داشته.
با وجود همه این ها، آیا هنوز هم میتونه به عبور از این دیوار بلند افتخار کنم؟ (به فرض اینکه عبور کنم!)
بیشتر برام پوچه، یه بدشانسی و بدموقع بودن! اگه کمی زودتر رسیده بودم اونور دیوار بودم
ولی حالا باید مدتها پشت دیوار تقلا کنم!
آیا این تقلا هنوز هم ارزشمنده؟
یا بعد از عبور از این دیوار، صدها نفر اون سمت هستن که میگن: «همین؟ اینهمه دست و پا زدی که فقط بیای اینور دیوار؟ این که انقدر سخت نبود!»